السيد موسى الشبيري الزنجاني

7689

كتاب النكاح ( فارسى )

« كفايه » هم دارد - به اين است كه استعمال « من غير عناية و تأوّل » علامت حقيقت است ؛ يعنى اينكه مثلًا انسان مىبيند كه لفظ شير در مورد حيوان مفترس بدون عنايت و تأويلى اطلاق مىشود علامت حقيقى بودن استعمال است ، بر عكس استعمال آن در رجل شجاع كه انسان بالفطرة مىفهمد كه استعمال لفظ شير در آن با تأويل و عنايت و ادعاء همراه است ، استعمال مجارى است و باز مثل اينكه استعمال آب در آب رودخانه با استعمال آن در مورد دوغ ، بالفطرة مشخص است كه در دومى عنايت و ادعاء در كار است و از باب تشبيه است كه اين دوغ مصداق براى آب قرار داده شده است . توجيه نظر سيد مرتضى رحمه الله در حقيقى بودن استعمال با علم به مراد : و بعيد نيست كه نظر سيد مرتضى هم از حقيقى بودن استعمال در صورتى كه علم به مراد باشد ولى نحوه استعمال و مجازى يا حقيقى بودن آن معلوم نباشد ، همين باشد كه با توجه به اينكه عنايت و تأويلى در صورت مذكور وجود ندارد ، خود اين استعمال دليل بر حقيقى بودن آن معنا براى لفظ مذكور مىشود . پس با توجه به اينكه استعمال نشوز در مورد مرد ناشز و همينطور زن ناشزه بدون تأوّل و عنايتى صورت مىگيرد و اينطور نيست كه ادعاء و تشبيهى در آن باشد ، و در قرآن هم به همين نحو استعمال شده است ، روشن مىشود كه استعمال نشوز در معناى شرعى آن به نحو حقيقت است . اشكال اصطلاح مذكور نسبت به نشوز مرد : از استعمال نشوز در قرآن ، شأن نزول آن و روايات استفاده مىشود كه ، اگر چه نشوز مرد به معناى ترفع مرد است ، ولى ترفعى نيست كه حقى از زن در آن ترك شده باشد ، بلكه به معناى بالاتر ديدن خود از زوجه و كراهت داشتن نسبت به اوست و زن با توجه به احتمال طلاق دادن او يا گرفتن زن ديگر ، از بخشى از حقوق خود صرف نظر مىكند تا او را طلاق ندهد و يا زن ديگرى نگيرد ، و حتى به حسب